خرید بک لینک

ساعت۱۲ شبه .. صدای بوق بوق ماشین عروس میاد

صدای موزیک و دست و صوت و جیغ و کِل..

کاش میشد برم سر کوچه تماشا کنم

اینقدر دلم عروسی میخواد .. (ترجیحا عروسی مثل قدیما نه این جدیدا سوسول بازی که کلا فقط باید نمایش عروس و دوماد و تماشا کنیم!بوی عطر تو تالار ..ورود عروس دوماد.. رقص و مسخره بازی.. و شامم فقط چلو کباب باشه

برچسب: نویسنده: کیان زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 16:03

سریال پدرسالار و در هر دوره ای از زندگیم دیدم فحش کشش کردم! الان میبینم فشارم میره بالا مرتیکه خر

برچسب: نویسنده: کیان زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 16:03

بچه ها رو تو برنامه پدر مادرشون معرفی میکنن

و تماما تعریغشون از خوب بودن بچشون اینه که

دخترم خییبلی خوبه چون سفره رو پهن میکنه

پسرم خیلی خوبه چون تو ظرف شستن کمک میکنه

دخترم خیلی خیلی خوبه چون جارو میزنه

کلا تعریف پدر مادرا از خوبی بچه کار خونه کردنه! (البته تو تلویزیون) .. نمیدونم چرا لجم میگیره ازین حرفای مسخره

اصلا چرا باید هی بگیم بچه خوب بچه بد و چرا خوبی رو تو این چیزا میبینیم؟

برچسب: نویسنده: کیان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 20:55

مثل روضه کوتاهه :

اقای جوان(متولد۶۴) روز اول مهر به خاک سپرده شد در حالی که پسرش قرار بود بدرقه کلاس اول بشه و همسرش در تدارک سورپرایز تولدش بود و خودش هم قرار بود اول مهر ترفیع درجه بگیره ..

یه حالیم از دیروز ..

از اقوام همسر بودن..

برچسب: نویسنده: کیان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 20:55

تو این چند ساله اینقدر استرس کشیدیم از دست مامان و بابا به خدا هممون روانی شدیم!مامان سر خود یهو قرصاشو قطع میکنه یا انسولین نمیزنه یا رعایت نمیکنه هرچی میخواد میخوره بعد ما کی میفهمیم؟ وقتی قندش میره بالا همه چیش به هم میریزه .. بعد بقیه میگن چرا حواستون به مادرتون نیست!بابا چند ساله باید عمل کنه هربار یهو حالش بد میشه ماها سکته میکنیم هی برو دکتر بیمارستان بعد که اوکی میشه التماسش میکنیم بیا عمل کن تازه عصبانی میشه که خودم میدونم چی کار کنم الان عمل لازم نیست!بعد همه میگن چرا مرتقب باباتون نیستید!و این چرخه مزخرف چند ساله ادامه داره ..دیشب رفتم خونشون از خال و روز بابا معلوم بود که چقدر درد داره و باز میگفت خودم میدونم کی برم دکتر..و هم صبح مامان پیام داده که قندش خیلی رفته بالا و حالش بده..فهمیدم چند هفتست سر خود تمام داروهاشو نخورده...بعد میگن چرا جوونا سکته میکنن میمیرن .. کم اخه تو زندگی استرس داریم این کارای پدر مادرا هم روش ..واقعا اینقدر الان عصبانیم دلم میخواد بمیرم...

برچسب: نویسنده: کیان زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 20:55

صفحه بندی